بازار یابی, بیا سایت ایران

تعریف سئو در 100 کلمه یا کمتر [سوالات متداول]

بهینه سازی موتور جستجو (SEO) بسیار ساده به نظر می رسد. شما چند کلمه کلیدی را انتخاب می کنید، و voilà! صفحه شما برای سئو بهینه شده است، درست است؟

هنوز نه.

بسیاری از مردم اصول اولیه سئو را می‌دانند، اما در دهه گذشته چیزهای زیادی تغییر کرده است.

SEO که امروز می شناسیم و دوستش داریم، همان سئوی نیست که 10 سال پیش می شناختیم و دوستش داشتیم (یا از آن متنفر بودیم). و به همین دلیل سئو چیزی است که بازاریابان باید به تعریف و بازتعریف آن ادامه دهند. در اینجا یک تعریف کوتاه در کمتر از 100 کلمه آورده شده است:

Download Now: State of Marketing Report [2021 Version]

SEO چیست؟

SEO مخفف بهینه سازی موتور جستجو است — این مقدار ثابت مانده است. این به تکنیک هایی اشاره دارد که به وب سایت شما کمک می کند در صفحات نتایج موتورهای جستجو (SERP) رتبه بالاتری داشته باشد. این امر باعث می‌شود وب‌سایت شما برای افرادی که به دنبال راه‌حل‌هایی هستند که نام تجاری، محصول یا خدمات شما می‌تواند از طریق موتورهای جستجو مانند Google، Yahoo!، و Bing ارائه دهد، بیشتر دیده شود.

آنچه ثابت نمانده است، تکنیک هایی است که برای بهبود رتبه خود استفاده می کنیم. این همه به الگوریتم های جستجویی مربوط می شود که این شرکت ها دائماً تغییر می دهند.

در اینجا چند سؤال متداول دیگر درباره این عمل حیاتی امروز وجود دارد.

عمیق‌تر نگاه کنید: راه‌های زیادی برای بهبود سئوی صفحات سایت شما وجود دارد. موتورهای جستجو به دنبال عناصری از جمله برچسب‌های عنوان، کلمات کلیدی، برچسب‌های تصویر، ساختار لینک داخلی و لینک‌های ورودی هستند (همچنین به عنوان بک لینک نیز شناخته می‌شوند). و این فقط برای نام بردن چند مورد است.

مشتریان HubSpot: می‌توانید پنل SEO را در حساب HubSpot خود بررسی کنید تا ببینید چقدر برای این موارد بهینه شده‌اید.

موتورهای جستجو همچنین به ساختار و طراحی سایت، رفتار بازدیدکنندگان و سایر عوامل خارجی و خارج از سایت نگاه می کنند تا تعیین کنند که سایت شما چقدر باید در SERP آنها رتبه بالایی داشته باشد.

عمیق‌تر نگاه کردن: در سئوی امروزی، نمی‌توانید به سادگی تا حد امکان کلمات کلیدی را برای دسترسی به افرادی که شما را جستجو می‌کنند وارد کنید. در واقع، این امر واقعاً به سئوی وب سایت شما آسیب می رساند زیرا موتورهای جستجو آن را به عنوان پر کردن کلمات کلیدی تشخیص می دهند – یا عمل گنجاندن کلمات کلیدی به طور خاص برای رتبه بندی برای آن کلمه کلیدی، به جای پاسخ به سؤال یک فرد.

امروزه، باید از کلمات کلیدی خود در محتوای خود به گونه ای استفاده کنید که غیرطبیعی یا اجباری به نظر نرسد. عدد جادویی وجود ندارد — همه چیز به طول کلمه کلیدی و مقاله شما بستگی دارد — اما اگر احساس می کنید مجبور به آن هستید، بهتر است آن را نادیده بگیرید و به طور طبیعی به نوشتن ادامه دهید.

نگاه عمیق تر: قبل از ایجاد یک صفحه سایت یا پست وبلاگ جدید، احتمالاً به این فکر می کنید که چگونه کلمات کلیدی خود را در پست خود بگنجانید. این اشکالی ندارد، اما نباید تنها تمرکز شما باشد — یا حتی تمرکز اصلی شما. هر زمان که محتوا ایجاد می‌کنید، تمرکز شما باید روی نیت مخاطبانتان باشد، نه اینکه چند بار می‌توانید یک کلمه کلیدی (خواه دم بلند یا کوتاه) را در محتوای خود بگنجانید.

برای ارضای هدف و کسب رتبه خوب در دراز مدت، استراتژی بازاریابی سئوی خود را بر اساس موضوعات، نه کلمات کلیدی. اگر این کار را انجام دهید، خواهید دید که به هر حال می توانید به طور طبیعی برای کلمات کلیدی مهم بهینه سازی کنید. درک مخاطب هدف (معروف به شخصیت های خریدار) و علایق آنها کلید جذب بازدیدکنندگان مرتبط به وب سایت شما از طریق موتورهای جستجو هستند.

عمیق‌تر نگاه کردن: یکی از بزرگ‌ترین تغییرات در دهه گذشته، روشی است که سایر رفتارهای کاربر، SERPهایی را که کاربر در موتورهای جستجو می‌بیند، شکل می‌دهد. و امروزه، رسانه های اجتماعی می توانند تأثیر زیادی بر خط روند ترافیک ارگانیک شما داشته باشند. حتی همین چند سال پیش، فرقی نمی‌کرد که چه کسی محتوای شما را از طریق جستجوی اجتماعی پیدا می‌کند. اما اکنون سئو توییت‌ها، ریتوییت‌ها، نویسندگی +Google و سایر سیگنال‌های اجتماعی را در نظر می‌گیرد.

جستجوی اجتماعی همچنین محتوا و افرادی را که با شما مرتبط هستند اولویت بندی می کند. این می تواند از طریق یک دوست فیس بوک، دنبال کننده توییتر یا اتصال از طریق یک شبکه اجتماعی دیگر باشد. گاهی اوقات جستجوی اجتماعی حتی محتوایی را که توسط یک اینفلوئنسر به اشتراک گذاشته شده است اولویت بندی می کند. جستجوی اجتماعی می‌داند که ممکن است به محتوایی علاقه‌مند باشید که شبکه‌تان فکر می‌کند برای اشتراک‌گذاری آن مهم است، و بنابراین اغلب برای شما ظاهر می‌شود.

این به این معنی است که وقتی به استراتژی SEO خود فکر می کنید، باید به این فکر کنید که چگونه استراتژی رسانه های اجتماعی شما در این پازل قرار می گیرد.

عمیق‌تر نگاه کردن: بهینه‌سازی موتور جستجو را به عنوان «بهینه‌سازی تجربه جستجو» در نظر بگیرید. برای کاربران شما فقط مهم نیست که وب سایت شما را پیدا کنند — برای آنها مهم است که در وب سایت شما بمانند، با محتوای شما تعامل داشته باشند و بعداً بازگردند. ترافیک مستقیم فقط “اقتدار صفحه” شما را از نظر گوگل افزایش نمی دهد. فرصت های بیشتری برای تبدیل فردی که برای اولین بار شما را به صورت ارگانیک کشف کرده است به مشتری تبدیل می کند.

سئو در واقع این موضوع را در نظر می گیرد که آیا بازدیدکنندگان شما در وب سایت شما باقی می مانند و با محتوای دیگر درگیر هستند یا خیر. اگر برای یک کلمه کلیدی رتبه خوبی داشته باشید و بازدید کننده ای را جذب کنید که مرتبط نیست، در واقع به وب سایت شما کمکی نمی کند.

به بازدیدکنندگان خود و محتوایی که آنها به دنبال آن هستند بیشتر از تعداد افرادی که می توانید به وب سایت خود جذب کنید فکر کنید.

عمیق‌تر نگاه کردن: در گذشته، موفقیت در سئو با این موضوع اندازه‌گیری می‌شد که آیا شما در صفحه اول گوگل رتبه بالایی دارید یا خیر. اما حتی اگر برای یک ترم رتبه خوبی داشته باشید، آیا واقعاً به این معنی است که نتایج را خواهید دید؟

نه همیشه. ممکن است برای عباراتی که برای کسب و کار شما ایده آل نیستند رتبه بسیار خوبی داشته باشید. بنابراین در موتورهای جستجو بالا ظاهر می‌شوید، ترافیک زیادی دریافت می‌کنید، اما پس از آن بازدیدکنندگان وب‌سایت شما متوجه می‌شوند که شرکت شما آن چیزی نیست که به دنبال آن بودند. شما مشتریان را از این ترافیک تبدیل نمی‌کنید، و رتبه‌بندی بالا برای این کلمه کلیدی خاص اساساً بی‌ثمر است.

همچنین، برای موفقیت، لزوماً لازم نیست در سه جایگاه برتر باشید. در واقع، اگر در صفحات بعدی رتبه خوبی داشته باشید، ممکن است همچنان نرخ کلیک بالا، البته ترافیک کمتر. این یک خبر عالی برای بازاریابان است که به نظر نمی‌رسد صفحاتی را به آن جایگاه‌های برتر یا خارج از صفحه دوم بیاورند.

قبلاً گفته‌ایم و باز هم می‌گوییم: میزان ترافیک به صفحه شما کمتر از میزان واجد شرایط بودن آن ترافیک است.

عمیق‌تر نگاه کردن: هزینه سئو می‌تواند به معنای یکی از دو چیز باشد: سرمایه‌گذاری در استراتژی جستجوی ارگانیک شما، یا اینکه چقدر برای خدمات بازاریابی موتور جستجوی پولی (SEM) مانند Google AdWords پرداخت می‌کنید. اگر برای یک ابزار، مشاور یا آژانس بازاریابی برای کمک به شما در بهینه‌سازی محتوای وب خود هزینه می‌کنید، صورت‌حساب شما می‌تواند به شدت با عمق خدماتی که دریافت می‌کنید متفاوت باشد.

بله، 10000 دلار ترسناک به نظر می رسد، اما 40٪ از مشاغل امروزه در واقع کمتر از 1000 دلار در ماه برای سئو هزینه می کنند.

عمیق‌تر نگاه کنید: می‌توانید با ثبت نام برای یک حساب رایگان در Google AdWords، برای رتبه‌بندی برتر در SERPهای Google هزینه کنید. سپس کلمات کلیدی مختلفی را که می‌خواهید در آن رتبه بندی کنید انتخاب می‌کنید و هر بار که کاربر روی نتیجه شما کلیک می‌کند به گوگل پول پرداخت می‌کنید. این بازاریابی موتور جستجوی PPC نامیده می شود و تبلیغات شما از نظر ظاهری با نتایج ارگانیک زیر آنها تفاوت قابل توجهی خواهد داشت.

هزینه متوسط ​​یک کمپین جستجوی پولی در Google می‌تواند کمتر از 1 دلار به ازای هر کلیک باشد، اما، طبیعتاً، هرچه کلمه کلیدی محبوب‌تر باشد، ممکن است هزینه بیشتری بپردازید.

هنوز همان چیزی است که 10 سال پیش بود — مجموعه ای از تاکتیک ها که اگر از آنها استفاده کنید، به شما کمک می کند رتبه بهتری در موتورهای جستجو کسب کنید. این فقط تاکتیک هایی است که اکنون استفاده می کنیم تغییر کرده است. اگر در زمینه سئو تازه کار هستید یا می خواهید یک دوره آموزشی تکمیلی داشته باشید، ممکن است به آموزش سئو.

این به ما بستگی دارد که در راس روندهای به سرعت در حال تغییر باقی بمانیم، و به یاد داشته باشید که در نهایت، هدف موتورهای جستجو ارائه بهترین تجربه ممکن به کاربر نهایی خود – جستجوگران است. اگر با استراتژی سئوی خود این هدف را در ذهن داشته باشید، حتی اگر در مورد تک تک الگوریتم‌های موتور جستجو کاملاً به‌روز نباشید، انتخاب‌هایتان نتیجه می‌دهند.

state of marketing

نوشته ها مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *