بیا سایت ایران

در اینجا آنچه بیل گیتس در سال 1982 در مورد PC IBM به PCMag گفت

در چهلمین سالگرد IBM PC ، ما به اولین شماره مجله PC حتی برنامه های کاربردی (معلم ماجراجویی و تایپ).

بنابراین بانل یک هواپیما را به مقصد سیاتل ترک کرد تا خودش تحقیق کند.

مطمئناً مشارکت مایکروسافت در کل روز به روز بود. بیش از یک سال ، 35 نفر از 100 کارمند مایکروسافت به طور تمام وقت (و اضافه کار زیاد) در پروژه IBM کار کردند. بسته های حجیم حاوی وسایل کامپیوتری و سایر لوازم مورد نیاز تقریباً روزانه بین آزمایشگاه بوکا راتون و سیاتل پخش می شد. یک سیستم پیام الکترونیکی تأسیس شد و تقریباً همیشه کسی در حال حرکت برای مسافرت سخت 4000 مایل بود. در حالی که بسیاری از افراد و شرکت های دیگر در طول توسعه “IBM PC” با IBM مشورت کردند و اکثر آنها نخ های جذابی برای گفتن دارند ، فقط یک شرکت با IBM در چنین صمیمی و (به ویژه برای IBM) بی سابقه مد. همانطور که پیداست ، گیتس احتمالاً در مورد رایانه شخصی IBM اطلاعات بیشتری دارد و سابقه آن از هر کس دیگری (البته در خارج از IBM).

دیوید: در مورد مشارکت مایکروسافت با IBM در پروژه های رایانه شخصی چه چیزی می توانید به ما بگویید؟ تا آنجا که می توانید آشکار کنید چگونه آغاز شد و چه شد.
بیل: در مورد پروژه IBM ما شروع نکردیم واقعاً می دانند چه می خواهند آنها در ژوئیه 1980 بیرون آمدند و ابتدا به طور آزمایشی با ما صحبت کردند ، گویی آنها فقط در حال انجام تحقیقات بازار بودند. آنها گفتند: “خیلی هیجان زده نشوید و فکر نکنید اتفاق بزرگی رخ خواهد داد.” به در حقیقت ، بعداً متوجه شدیم که در پشت صحنه آزمایشگاه های مختلف IBM متهم شده اند که چگونه می توانند پروژه را به سرعت انجام دهند. زمان معمول طراحی محصول برای یک شرکت بزرگ مانند IBM ، و آنها این موضوع را پیگیری می کنند ، کمی بیش از چهار سال است. این تا حدی به این دلیل است که آنها چنین کار کاملی را انجام می دهند ، و با این حال ، در صنعت کامپیوترهای شخصی ، که تمایل به مشارکت در آن را داشتند ، شما واقعاً نمی توانید رقابتی باشید اگر محصول خود را در سال 1976 [به نمایش گذاشته اید] و آن را به فروش برسانید. 1980. شما یک کامپیوتر Altair را در برابر Apple II می فروشید.

Microsoft Co-founder Bill Gates in 1984 sitting on a couch (Photo by © Doug Wilson/CORBIS/Corbis via Getty Images)

بیل گیتس در سال 1984
(داگ ویلسون/CORBIS/Corbis از طریق گتی ایماژ)

بنابراین آنها می خواستند روشی را برای انجام کارهای کمی متفاوت ارائه دهند. یکی از مدیران توسعه IBM کمیته ای را از افراد آزمایشگاه های مختلف گرد هم آورد و به آنها گفت که بروید و در مورد موضوع تحقیق کنید. افرادی که با آنها ملاقات کردیم از آزمایشگاه بوکا راتون بودند و به سادگی افکار اصلی را در مورد چگونگی تقلب در نظر گرفتند و ایده آنها استفاده از نرم افزاری بود که قبلاً در جهان وجود داشت و استفاده از قطعات استاندارد صنعتی مانند ریزپردازنده اینتل. بنابراین آنها برگشتند و گفتند که با استفاده از این رویکرد می توانند در مدت یک سال کاری را انجام دهند. ، و شایعات زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه یکی از گروهها به دنبال خرید دستگاه از ژاپن بوده است. در واقع ، یکی از مشتریان ژاپنی ما از ما خواست تا نرم افزارهای نمایشی را انجام دهیم که احتمالاً برای آزمایشگاهی است که منابع ژاپنی را بررسی می کرد. آنها با افراد زیادی ، حدود 12 نفر ، بیرون آمدند. قبل از آمدن آنها ، گفتند: “سلام ، ما واقعاً ممکن است کارهایی انجام دهیم. می تواند هیجان انگیز باشد. ” و سپس آنها گفتند: “ما کارهای زیادی برای انجام دادن داریم ، ما باید تیم فنی خود را با تیم فنی شما ملاقات کنیم ، بنابراین بیایید آنها را به صورت موازی انجام دهیم. ما تیم حقوقی خود را با تیم حقوقی شما ملاقات خواهیم کرد ، ما تیم خرید را با تیم خرید شما ملاقات خواهیم کرد ، ما تیم فنی خود را با تیم فنی شما ملاقات خواهیم کرد ، بنابراین ما می توانیم چهار یا پنج کار را همزمان انجام دهیم. ” خوب ، این خوب است ، اما این من هستم که قرار است آن کارها را انجام دهم و فقط دو کار را می توانم به طور همزمان انجام دهم ، بنابراین ما نمی توانیم پنج جلسه همزمان داشته باشیم.

به هر حال ، آنها با 12 نفر بیرون آمدند ، و ما واقعاً شرایط را پیش گرفتیم. ما با قرار دادن موارد جدیدی که فراتر از قانون اساسی اجرای پروژه در یک سال بود ، سخت افزار را کمی پیشرفته تر کردیم. اما ، می دانید ، دومین اولویت فراتر از انجام آن در یک سال ، داشتن یک دستگاه پیشرفته بود و با استفاده از پردازنده 16 بیتی و انجام برخی موارد در گرافیک ، فکر می کنم همه موافق هستند این امر به دست آمد.

چرا داشتن پردازنده 16 بیتی مهم است؟
این منطقه ای است که در آن مقدار زیادی وجود دارد باعث سردرگمی می شود زیرا استاندارد استاندارد امروزه در صنعت این است که بگوییم “چه کسی به آنچه در داخل دستگاه است اهمیت می دهد؟” مردم در حال خرید راه حل هستند نه رایانه ، که کاملاً درست است. آنها چیزهایی مانند پردازش کلمه یا VisiCalc را خریداری می کنند ، که یکی از برنامه هایی است که IBM اعلام کرده است.

من فکر می کنم 16 بیت بسیار مهم است و به دلیل سرعت نیست ، اگرچه اگر در یک میز بنشینید IBM را دستگاه کنید و کمی با آن بازی کنید ، خواهید دید که عملکرد آن به طور قابل توجهی بهتر از ماشین های 8 بیتی موجود است.

دلیل اصلی مزیت میکرو 16 بیتی ، افزایش فضای آدرس آن است. این یک مشکل فنی به نظر می رسد ، اما آنچه برای کاربر نهایی به آن توجه می شود این است که ما می توانیم نرم افزارهای پیچیده تری را با رابط کاربری نهایی بهتر در شکل قابل حمل تر از آنچه که قبلاً در آن توانسته ایم انجام دهیم ، انجام دهیم. “جهان 8 بیتی” را صدا کنید.

Bill Gates standing on a trade show floor in front of several computers (Photo by Keith Beaty/Toronto Star via Getty Images)

گیل گیتس در سال 1985
(عکس Keith Beaty/Toronto Star via Getty Images)

وقتی می گویم دنیای 8 بیتی ، منظور من ریزپردازنده 6502 است که تراشه ای است که در Apple ، Pet و Atari استفاده می شود یا محبوب ترین تراشه ، که خانواده 8080 ، Z-80 است. دستگاه زیراکس 820 ، Northstar ، Vector Graphic و بسیاری دیگر. در آن ماشین های 8 بیتی یک ویژگی مشترک وجود دارد ، این است که فضای آدرس منطقی در دستگاه به 64K بایت (حدود 64000 کاراکتر ذخیره سازی) محدود می شود. اگر می خواهید کارآمد باشد ، سیستم عامل ، برنامه ، داده ها ، حافظه گرافیکی را قرار دهید – همه این موارد را در یک منطقه 64K واحد قرار دهید. با مشکلاتی وحشتناک روبرو می شوید که برای کوچک نگه داشتن آن مجبورید کد برنامه را به سختی بنویسید و در واقع این یکی از کارهایی است که مایکروسافت بهترین کار را انجام می دهد ، نوشتن مطالب به صورت کوچک است. مقدار فضا این هنر زیبایی است که ما زمان زیادی را صرف آن می کنیم ، زیرا در ماشین های 8 بیتی واقعاً تفاوت های زیادی ایجاد کرده است. اما این دیگر تمرکز ما بر روی ماشین های 16 بیتی نیست.

افراد همچنین در رابط کاربری نهایی با بسته های خود به خطر افتادند زیرا آنها به سادگی نتوانستند چیزهای کافی را در آنجا دریافت کنند ، و در نهایت قابلیت کلی بسته ها [نیز] به خطر می افتد زیرا شما می خواهید روی تمام ماشینهای 8 بیتی اجرا شود به عنوان مثال ، هر زمان که ما یک ویژگی جدید در BASIC مانند کنترل صفحه خوب قرار داده ایم ، چیزی که در حال حاضر روی آن کار می کنیم ، مردم شکایت می کنند زیرا هر ویژگی را که قرار می دهیم فضای موجود برای یک برنامه را از بین می برد.

آیا بسته برنامه ریزی اخیر شما ، Multiplan ، با پردازش کلمه ادغام می شود؟
در نسخه اولیه آن نیست. هنگامی که ما برای اولین بار یک منبع اضافی دریافت می کنیم ، نمی دانیم که چگونه می توانیم از آن استفاده کنیم. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که مانع 64K محدودیت مهمی در نوشتن نرم افزار به شکل قابل حمل و قرار دادن ویژگی های جدید است. اکنون که آزادی را داریم ، می توانیم از خلاقیت بیشتری برای استفاده از آن استفاده کنیم. درست مانند گرافیک با وضوح بالا در اپل. هنگامی که Apple II برای اولین بار به بازار آمد دارای گرافیک با وضوح بالا بود ، اما حدود سه سال ، هیچ کس برنامه ای ننوشت که از آن استفاده کند. وضوح برنامه ها پایین بود و سعی و استفاده از آن حالت عجیب عجیب بود. اما امروزه اپل II عملا با گرافیک با وضوح بالا تعریف شده است. به سادگی یک بسته سرگرمی در اطراف یا حتی بسیاری از بسته های جدی وجود ندارد که از آن استفاده نکنند.

A vintage 1970's Apple II 8-bit home computer, with the signature of Apple designer Steve Wozniak on the main unit, taken on May 21, 2009. (Photo by Mark Madeo/Future via Getty Images)

Apple II با امضای استیو وزنیاک
(عکس توسط Mark Madeo/Future via Getty Image)

فقط برخی از نشانه ها این است که حافظه گرافیکی در رایانه IBM درست در فضای آدرس دستگاه است. این بدان معناست که شما می توانید با استفاده از دستورالعمل های 8088 مستقیماً آن بیت های روی صفحه را دستکاری کنید. به ویژه از دستورالعمل های رشته می توان برای ارائه جلوه های نوع انیمیشن بر روی صفحه استفاده کرد. ما نمی توانیم این کار را روی یک دستگاه 8 بیتی انجام دهیم ، زیرا از آن منبع مهم 64K استفاده می کردیم ، در حالی که در 8088 این منبع مگابایت است. ما آن را در حافظه بسیار بالا قرار می دهیم ، من فکر می کنم حدود سه چهارم از راه بالا ، و بنابراین هر زمان که بخواهید از آن استفاده کنید.

من و شخص دیگری در اینجا بیشتر برنامه های نمایشی مورد استفاده در دستگاه IBM در عرض سه ساعت ، زیرا تطبیق پذیری اضافی ارائه شده توسط گرافیک مستقیم قابل تغییر به ما امکان می دهد دستوراتی را در BASIC قرار دهیم که به شما امکان می دهد به راحتی از قدرت کامل دستگاه استفاده کنید. در مورد اپل ، هرکسی که می داند چگونه گرافیک با وضوح بالا را خوب انجام دهد ، باید یک گورو باشد و بنابراین چیزی که من آن را “مانع بیت و بایت” می نامم ، ورود و استفاده از دستگاه است. و بنابراین برای انجام یک برنامه خوب ، باید هم در مورد بیت و بایت هوشمند باشید و هم به اندازه کافی خلاق باشید تا بتوانید برنامه را ایجاد کنید. افراد کمیابی هستند که هر دو استعداد را با هم ترکیب کنند. است. ما از نیاز عمومی برای ورود به درون دستگاه برای عملکرد واقعی آن خلاص می شویم. قدرت این دستگاه بسیار بیشتر از آن چیزی است که یک دستگاه 8 بیتی می تواند ارائه دهد.

اکنون که به موضوع گرافیک پرداختید ، بیشتر به ما بگویید با نگاهی به گرافیک ، منظورم به طور خاص برخی از افعال ساده ای هستند که به BASIC اضافه شده اند و من سه مورد از آنها را برجسته می کنم. بیانیه CIRCLE بسیار ساده است ، شما به سادگی بیان می کنید که مرکز دایره کجاست و شعاع آن چگونه خواهد بود و بلافاصله آن چیز با سرعت فوق العاده ای کشیده می شود. همچنین ، شما گزینه های زیادی دارید ، می توانید آن را در انتهای دستور اضافه کنید ، مانند زاویه شروع ، زاویه پایان و نسبت ابعاد. به طور پیش فرض به سادگی انجام یک دایره کامل گرد است ، و این چیزی است که کاربر می تواند از آن استفاده کرده و از آن برای مثال برای انجام نمودارهای پای استفاده کند. این یک تصور بسیار ساده است. شما به سادگی یک نقطه روی صفحه را وارد می کنید و درست مانند این است که برس رنگ خود را آنجا گذاشته و نقاشی کنید تا به لبه صفحه یا حاشیه ضربه بزنید. بگویید که شما یک حاشیه سفید ترسیم کرده اید و می خواهید تا زمانی که به رنگ سفید برخورد کرده اید رنگ آمیزی کنید ، بنابراین صرفنظر از شکل و شمایل موجود در آن ، مربع یا دایره یا ظاهر دیوانه وار ، از برس رنگ و رنگ خود استفاده می کند تا آن لبه ها را پیدا کند. به طور پیش فرض با همان رنگ لبه ها رنگ آمیزی می شود ، اما اگر می توانید یک دایره سفید با مرکز آبی رنگ کنید ، یا اگر نوعی نمودار خطی ناهموار داشتید و می خواستید آن را به صورت یک منطقه نشان دهید ، یک نقطه داخلی را نشان می دهد و آن شکل دلخواه را نشان می دهد.

PAINT یک فعل واحد است. این بسیار ساده و شهودی است و در عین حال اجرای آن بسیار سخت است. این بخشی از قدرت این دستگاه را به ارمغان می آورد. می توانید تقریباً در دو ثانیه یک شکل را که تقریباً کل صفحه است ترسیم کنید. در واقع ، هیچ راهی وجود ندارد که بتوان آن را روی یک دستگاه 8 بیتی انجام داد. ممکن است بی اهمیت به نظر برسد اما وقتی واقعاً تلاش می کنید برخی از این رابط های کاربری جدید را انجام دهید ، به اصطلاح رابط های شبیه Xerox Star که واقعاً چیزی است که این ماشین ها را به روی جمعیت بیشتری باز می کند ، این گرافیک های ابتدایی فوق العاده هستند مهم. به عنوان مثال ، هنگامی که برای نشان دادن چیزها یک پیکان کوچک روی صفحه قرار می دهیم ، از یک پیکان محکم استفاده می کنیم و برای انجام کارآمد این کار ، در واقع آن را با PAINT ایجاد کرده ایم.

فعل نهایی که می خواستم ذکر DRAW است و این نشان دهنده یک تصمیم فلسفی است که ما چند سال پیش گرفتیم ، این بود که هر بار که ما چیزی جدید در BASIC قرار می دهیم تمایل به اضافه کردن یک تن از افعال وجود دارد. در مورد گرافیک ، جایی که شما واقعاً دائماً افعال را اضافه می کنید ، و کاربر به سختی می تواند همه این افعال را به خاطر بسپارد و هر یک از آنها نحو خاص خود را دارد ، و این مشکل است. مشکل دوم این است که اگر از مجموعه ای از افعال استفاده می کنید ، توصیف یک شیء گرافیکی چیزی نیست که بتوانید مانند یک فایل بخوانید یا بنویسید. این در واقع یک برنامه است و بنابراین برای حرکت تجسم گرافیک در اطراف شما باید یک برنامه را در اطراف حرکت دهید. خوب ، این یک درد واقعی است ، زیرا در BASIC یک برنامه و داده ها به طور یکنواخت درمان نمی شوند و بنابراین شما فقط با مشکلات بزرگ روبرو می شوید. آنچه واقعاً دوست دارید یک روش ساده برای استفاده از یکی از انواع داده های موجود در BASIC برای توصیف اشیاء گرافیکی دلخواه است و آنچه ما انتخاب کردیم نوع داده رشته است. بنابراین در حال حاضر ما یک فعل ساده ساده داریم که تقریباً تمام قابلیت های گرافیکی را در اختیار شما قرار می دهد و آن را DRAW می نامند. R برای راست ، L برای سمت چپ ، U برای بالا و D برای پایین. بنابراین اگر من مربع 10 10 10 می خواهم DRAW را وارد می کنم ، یک علامت نقل قول برای نشان دادن اینکه یک رشته است قرار می دهم و به “R20 D20 L20 U20” می روم و اگر اجرا کنم آن جعبه را ترسیم می کند. این زبان Graphics Macro Language نام دارد و IBM PC در واقع سومین دستگاهی است که ما آن را روی آن قرار داده ایم. با استقبال بسیار خوبی روبرو شده است و از آنجا که با استفاده از آن رشته ها می توانید در یک فایل بنویسید یا آنها را ویرایش کنید یا به راحتی چیزی را در داخل آنها جستجو کنید. Macro Language و بنابراین به جای DRAW از PLAY استفاده می کنید. PLAY را وارد کنید “A ، B ، C” و نت های A ، B و C را پخش می کند. این درست است که اگر کسی می خواهد در آنها تخصص داشته باشد باید به اصطلاح زبان کلان را برای آن منطقه بیاموزد ، اما این شامل واقعاً دستورات فوق العاده ساده و بسیار مستقل.

موسیقی مورد دیگری است که قصد انتخاب اپل را ندارم-تنها دلیل استفاده از آن این است که نمونه ای از یکی از محبوب ترین دستگاه ها است که دارای بسیاری از این قابلیت ها است و با این وجود دستیابی به آنها دشوار است. بار دیگر ، با موسیقی باید یک مرد واقعی باشید تا بتوانید اپل را با هر نوع صدای مناسب اجرا کند. با استفاده از BASIC که در اینجا ارائه کرده ایم ، می توانید چیزی را در لگاتو ، استاکاتو یا معمولی بازی کنید ، فقط با دانستن چند کاراکتر ساده که تحت کنترل BASIC تایپ می کنید. بنابراین ما به دنبال تحقق وعده این رایانه های شخصی هستیم که هرکسی می تواند آن را انتخاب کرده و از آن استفاده کند – هنوز انجام نشده است اما ما در مسیر درست حرکت می کنیم.

ما ” من در مورد مواردی صحبت کرده ام که IBM به درستی انجام داده است که قابل توجه است. به نظر شما ، برخی از کارهایی که آنها اشتباه انجام داده اند یا کاملاً درست نیستند چیست؟ درگیری. من می گویم که این یک توازن مناسب است ، منظورم این است که IBM بر تجربه ای است که دیگران در صنعت داشته اند – به طور کاملاً عادلانه و خوب ، اما مانند 1976 نیست که ما نمی دانستیم چگونه چیزها را بفروشیم بسیاری از عناصر به طور محکم ثابت شده اند.

پس از اتمام پروژه ، یک لیست خواسته دارم. من فکر نمی کنم دستگاه های کاست فوق العاده مهم هستند و بنابراین من فکر می کنم تلاشی که برای داشتن یک رابط کاست انجام شد ، ارزشمند نبود. من فکر می کنم همه به سرعت از بین می روند. این دستگاه دارای محدودیت 5 اسلات است ، اما من گمان می کنم که یک صنعت جانبی مستقل شروع به انجام برخی از کارت های ترکیبی می کند که درد ناشی از تعداد محدودی اسلات را کاهش می دهد.


به نوعی IBM بر تجربه ای است که بقیه در صنعت داشته اند ایستاده است.

همه درباره نحوه دوست داشتن فضای دیسک بیشتر روی دستگاه صحبت می کنند و البته من همیشه دوست دارم شبکه را روی یک دستگاه ببینم و هیچ کس هنوز راه حل مناسبی برای آن پیدا نکرده است. اگر هارد دیسک وجود داشته باشد خوب است و مطمئن هستم که فروشندگان مستقل می آیند و یکی از آنها را روی آن قرار می دهند. نقطه نظر سخت افزاری می توانید یک پردازنده سریعتر وارد کنید. اینتل دارای 8086 است. شما می توانید یک دستگاه تقریباً چهار برابر عملکرد داشته باشید. هنگامی که اینتل با تراشه 8087 خود وارد بازار می شود ، این یک ارتقاء بالقوه خوب خواهد بود. من فکر می کنم راهنمای فنی IBM نشان می دهد که یک سوکت اضافی برای آن پردازنده نقطه شناور 8087 در آنجا وجود دارد ، اما از نظر من ، که بار دیگر جانبدارانه است ، نام بازی نرم افزاری است.

این دستگاه بسیار مهم خواهد بود زیرا نسل جدیدی از نرم افزارهای قابل حمل را معرفی می کند که به دلیل سرعت ، فضای آدرس ، مجموعه دستورالعمل ها ، سیستم عامل اصلی و تجربه به دست آمده از سال های گذشته ، به طور قابل توجهی بهتر خواهد بود.

من فکر می کنم پنج سال دیگر میزان نرم افزار و کیفیت نرم افزار روی این دستگاه باورنکردنی خواهد بود. این چیزی است که در رایانه های اصلی ، رایانه های کوچک و سایر دستگاه ها موجود است. تا حدودی به این دلیل که من سردرگمی زیادی در مورد MS-DOS و ارتباط آن با CP/M و به طور خاص CP/M-86 مشاهده می کنم. به نظر می رسد بارها و بارها در مطبوعات خواندم که IBM دارای سیستم عامل سازگار با CP/M است. اینطور است؟
خوب ، واقعاً اینطور نیست. مطمئناً سردرگمی زیادی در مورد این موضوع وجود دارد. وقتی IBM دستگاه را در 12 آگوست اعلام کرد ، آنها گفتند که سه محیط عملیاتی را در دسترس قرار می دهند. و محیط عملیاتی که ما ارائه کرده ایم توسط IBM با عنوان Personal Computer DOS شناخته می شود. ما آن را MS-DOS و Lifeboat Associates آن را SB-86 می نامیم. بنابراین ما نام های متفاوتی داریم که کمی به سردرگمی می افزاید ، اما این سیستم عامل است.

همه برنامه ها و زبانهای IBM که آنها پشتیبانی می کنند تحت آن اجرا می شوند. به عبارت دیگر ، VisiCalc فقط تحت PC DOS اجرا می شود. BASIC فقط تحت PC DOS ، برنامه های Peachtree و بسته پردازش کلمه Easy Writer تحت آن اجرا می شود. ما برخی کارها را در آنجا انجام داده ایم که تفاوت اساسی با آنچه در CP/M انجام شده است. ما یک مسیر مهاجرت رو به بالا را ارائه دادیم-به عبارت دیگر ، اگر کد منبع و بسته ترجمه ای داشته باشید که بتوانید بدون نگرانی در مورد رابط سیستم عامل ، یک بسته CP/M-80 را به محیط 8086 منتقل کنید ، بسیار آسان کردیم. به عبارت دیگر ، ما از تمام تماس های CP/M-80 تقلید می کنیم زیرا بدون شک تعداد زیادی بسته CP/M-80 موجود است. در واقع ، بزرگترین پایگاه نصب شده دستگاههای CP/M-80 ، کاربران نرم افزارهای مایکروسافت هستند که به رایانه های اپل متصل می شوند. بنابراین ما احتمالاً به اندازه هر کس دیگری از آن مطلع هستیم. همچنین من فکر می کنم ما نرم افزار سیستمی تحت CP/M-80 را بیشتر از سایر فروشندگان داریم. بنابراین ما این امکان را برای مهاجرت فراهم کردیم.

حرکت از 8 بیتی به 16 بیتی فرصتی است برای پیشرفت چشمگیر در امور. CP/M-80 استاندارد de facto در دنیای 8 بیتی شد. در واقع هیچ فرصتی برای تغییر آن وجود ندارد-طراحان 8 بیتی اساساً در سال آینده متوقف خواهند شد. تنها شانس برای ارتقاء قدرتمندتر این است که از این فرصت استفاده کنیم و به نسل بعدی پردازنده ها برویم.

مایکروسافت شروع به بررسی سیستم عامل های 16 بیتی در بالاترین سطح کرد. حدود دو سال پیش ما به وسترن الکتریک رفتیم و سیستم عامل یونیکس آنها را مجوز دادیم – که ما آن را به شکل معروف به Xenix تجاری کرده ایم. وقتی IBM از نظر فنی و ملاحظات دیگر به کار خود ادامه داد ، منطقی به نظر می رسید که آنها روی محصول جدیدی که ما انجام می دادیم که یک سیستم عامل پایین رده بود ، با ما همکاری کنند. بنابراین آنچه ما در حال حاضر داریم ، خانواده ای از سیستم عامل ها با MS-DOS در انتهای پایین و Xenix در انتهای بالا است-واقعاً چنین طیف وسیعی از سیستم ها وجود دارد. از یک سیستم فلاپی تک کاربره تا یک سیستم 16 بیتی به اشتراک گذاری زمان. ما احساس می کنیم داشتن بیش از یک سیستم عامل کاملاً حیاتی است ، اگرچه شما باید یک سازگاری کامل داشته باشید تا در امتداد خط حرکت کرده و قابلیت های بیشتری را اضافه کنید. این همان کاری است که ما با MS-DOS انجام داده ایم.

بیایید کمی دیگر در مورد IBM صحبت کنیم. فکر می کنید مشتریان اصلی رایانه شخصی IBM چه کسانی خواهند بود؟ نگاه کردن به ایستگاههای کاری شخصی با اطلاعات محلی با علاقه زیاد اما ترس زیاد تا به امروز.

Apple II از قابلیت ارتباطات و قابلیت CRT کافی برخوردار نیست تا بتواند در آن حالت واقعاً مورد استفاده قرار گیرد. تا زمان عرضه IBM PC هیچ محصولی وجود نداشت که بتواند این نیاز را برآورده کند و من فکر می کنم بازار بزرگی است.


Apple II از قابلیت ارتباطات و قابلیت CRT کافی برخوردار نیست تا بتوان از آن [به عنوان] ایستگاه کاری شخصی استفاده کرد.

من تا به حال هیچ تخمینی از IBM نشنیده ام ، بنابراین در اینجا حدس می زنم ، اما فکر می کنم بیشتر فروش از طریق نیروی فروش DPD آنها انجام می شود. می دانید ، Sears کار فوق العاده ای انجام می دهد ، اما آنها فقط پنج فروشگاه را تا پایان سال پیش بینی می کنند. بدون شک Computerland بسیاری از ماشین آلات را خواهد فروخت ، اما من شک دارم که آیا آنها قادر خواهند بود تا اساساً تقاضای Fortune 500 از بخشهای استاندارد پردازش داده ها را برآورده کنند.

فکر می کنید فروش IBM از چه زمانی از طریق خرده فروشان مستقل شروع می شود؟
تنها چیزی که می خوانم چیزی است که من می خوانم. از ابتدای سال آینده ، آنها واجد شرایط بودن فروشندگان خرده فروشی دیگر خواهند بود.

درک من این است که آنها توزیع خود را گسترش خواهند داد. می دانید ، IBM باید به دلیل محافظه کاری خود مورد تحسین قرار گیرد. آنها فقط بهترین و حرفه ای ترین گروه ها را برای همکاری با آنها واجد شرایط می دانند ، زیرا IBM بسیار می ترسد که به نوعی شهرت کلی شرکت آنها با آنچه در این زمینه انجام می دهند آسیب ببیند.

با این وجود ، IBM دست کم کارهای رادیکالی انجام می دهد ، حداقل برای IBM. بنابراین آنها به Computerland رفتند ، که احتمالاً پیشرو در منطقه فروشندگان مستقل است. آنها به مجله BYTE ابتدا در مورد دستگاه صحبت کردند. آنها واقعاً برای انجام کارهای خود به قوی ترین گروه ها رفته اند.

توصیه شده توسط ویراستاران ما

فکر می کنید IBM در سال 1982 چند دستگاه خواهد فروخت؟
حدس من بر اساس هیچگونه اطلاعات داخلی نیست ، اما فکر می کنم از 200،000 دور نخواهد بود.

واقعاً؟
اگر آنها بتوانند آنها را تحویل دهند ، پتانسیل وجود دارد. من اعدادی از 100000 تا 150000 را شنیده ام بنابراین من فراتر از نقطه متوسط ​​آن مقیاس خوش بین هستم. با این حال ، آنها باید توزیع بیشتری را باز کنند. من فکر نمی کنم Computerland بتواند این تعداد را پشت سر بگذارد. و ممکن است با برخی تنگناهای تولید مواجه شوند. بسیاری از قطعات خارج از دستگاه بر روی دستگاه وجود دارد و آنها کیفیت را به خطر نمی اندازند. مطمئناً در این مرحله دستگاه فوق العاده کوتاه است ، می دانید ، ما یک تن سفارش داریم و چند ماه طول می کشد تا آنها وارد شوند.

[ توجه ویراستاران: IBM در سال 1982 بین 175،000 تا 200،000 فروخته شد ]]

بله ، ما همین مشکل را داریم. بگذارید به موضوع دیگری برویم که قبلاً به آن اشاره کردیم. صفحه گسترده الکترونیکی شما ، Multiplan که به زودی اعلام می شود ، چگونه با VisiCalc ارتباط دارد؟ آیا بهتر است؟
اوه مطمئنا. این محصول صفحه گسترده صفحه دوم است. ما واقعاً در ادبیات خود به آن خواهیم پرداخت و این یک تبلیغ بزرگ برای ما است – تقریباً برابر تمام تبلیغاتی است که ما برای کل شرکت در تاریخ خود انجام داده ایم ، فقط برای این محصول. اما ، من فقط به دو مورد مهم در Multiplan اشاره می کنم. اولین مورد استفاده از نامگذاری است. شما در حالتی قرار ندارید که مجبور باشید از “A10” ، “B9” ، “C14” و مواردی از این قبیل استفاده کنید که باید با VisiCalc انجام دهید. اگر می خواهید بگویید مالیات 6 درصد فروش است ، می گویید مالیات 0.6 درصد فروش است. اگر می خواهید مجموع سودها را بگویید “SUM (سود)” و بنابراین ما با داده ها بر اساس نام برخورد می کنیم ، این شیوه ای است که مردم برای برخورد با آن عادت کرده اند.

دومین مورد این است اگر ما آنچه را که ما Multisheet می نامیم ، اداره کنیم ، که اگر بخواهید شبیه سازهای صفحه گسترده را بپذیرید ، یک قابلیت کاملاً آشکار است. کاملاً متداول است که از مثلاً برگه هزینه و برگه فروش خود اعداد گرفته و با هم ادغام شوند. آنچه واقعاً دوست دارید این است که وقتی برگه هزینه را به روز می کنید ، به برگه خلاصه منتقل می شود. به محض مشاهده خلاصه برگه ، اطلاعات در آنجا قرار می گیرد. نیازی نیست هر بار که تغییر ایجاد می کنید ، دستوراتی را تایپ کنید یا کاری انجام دهید تا اطلاعات را در آنجا دریافت کنید. ما از این قابلیت استفاده کرده ایم.

آخرین موردی که من می خواهم به آن اشاره کنم نحوه انجام رابط کاربر نهایی است. ما خطوط برش (/) و نیاز به دانستن بسیاری از چیزها درباره آنچه در داخل بسته می گذرد را کنار گذاشته ایم. به عنوان مثال ، VisiCalc دارای ویژگی ای به نام “ترتیب محاسبه مجدد” است. کاربر باید به این فکر کند که آیا برای محاسبه مجدد به صورت افقی پیش می رود یا برای محاسبه مجدد عمودی؟ خوب ، این مسخره است این به کامپیوتر بستگی دارد که ترتیب محاسبه مجدد را تشخیص دهد و شما را مجبور نکند که بفهمید چگونه باید داده های خود را سفارش دهید تا همه چیز به ترتیب صحیح پخش شود. این یک کار بسیار فنی است.

آیا بسته های دیگر کاربر نهایی را انجام می دهید؟
موج دوم Multichart و Multifile است که یک پایگاه داده ، و آنها تقریباً در عرض سه یا چهار ماه منتشر می شوند ، اما هر چیزی فراتر از آن شش تا نه ماه دیگر به راحتی فاصله دارد. برای مشاهده مجموعه کاملاً جدیدی از برنامه های کاربردی شبیه به برنامه های 8 بیتی فقط با پیشرفت های زیاد
راست .

بیایید راه را پنج سال کنار بگذاریم. برخی از پیشرفت های قابل توجه واقعی شما چیست؟
طی پنج سال ، هزینه کامپیوترها به طور مثر کاهش می یابد. ما می توانیم با هزینه ای فوق العاده کم ، میز شخصی را روی یک پردازنده با قابلیت های بسیار بیشتر از آنچه می توانید از آن استفاده کنید قرار دهیم. سخت افزار در عمل بسیار کمتر جالب خواهد شد. کل کار در زمینه نرم افزار خواهد بود و ما قادر خواهیم بود برنامه های بزرگ و چاق بنویسیم. ما می توانیم به آنها اجازه دهیم تا حدودی ناکارآمد کار کنند زیرا قدرت بسیار زیادی از اسب بخار وجود دارد. تمرکز اصلی بر این نخواهد بود که چه کسی می تواند آن را درگیر کند یا چه کسی می تواند این کار را به زبان ماشین انجام دهد. It will be who can define the right end-user interface and properly integrate the main packages. I expect over the next five years between us and others a heck of a job will get done. You’ll be able to sit at your desk and do whatever it is you want to do with information or interchanging data incredibly effectively. In other words, we will have changed the way people work. At the time we’ll just see the beginnings of the home information system, because it is so much harder to cost-justify that type of device. But I do feel that the ‘office of the future’ will be the office of the present five years from now.


In five years…hardware in effect will become a lot less interesting. The total job will be in software, and we’ll be able to write big fat programs.

What kind of mass storage device will machines have in five years?
Well, you’ll probably still have local floppies in a lot of cases, but most of the storage size-wise will be in shared file servers—and although optical disk may have had an impact, even at present prices and capacities large (magnetic) disks would suffice. There are 300-megabyte disks down in the $10,000 to $15,000 range now. If you can spread it across 20 users—that is, with a good networking scheme—you could justify it. So while there ought to be some improvement there, I don’t think that we’ve got any bottleneck even today. Networking is probably one of the big challenges.

How are you facing that challenge?
Well, we’ve designed a structure in MS-DOS that lets it work in a network environment in a very strong fashion—and it’s substantially different than what Digital Research has defined for CP-Net. We’re passing high level file calls down the network, through a tree-structured directory.

What’s the most satisfying experience you’ve had in this business to date?
I always sort of latch onto the most recent thing. This IBM project was a super-exciting, fun project. We were given, even for a small company, an incredible amount of latitude in changing how things got done as the project progressed. And we really were allowed to feel like some of the key work had been done here. And we had a really great interface with the people from the customer (IBM), even though they’re as far away as they could be, down in Boca Raton. The night flight down there is not too much fun. We had a lot of fun together. We had an electronic link up, and we’d send messages every day and we’d give each other a hard time about whichever group was behind on whatever they were responsible for. We loved to kid them about all the security—how we had to have locks, and sign things in, and use code names and stuff like that—but it was just part of the project camaraderie, really. When the thing finally got put together and we did the demo programs, everybody around here was enthused. That’s something WE did!


I guess there was a kind of anticlimax when I got a form letter from IBM …which said, ‘Dear Vendor. You’ve done a fine job.’ But they’ve apologized an appropriate number of times for that.

I don’t know how many people have read Tracy Kidder’s The Soul of A New Machine, but it was like that—and everybody really did get their just desserts of being recognized and knowing what part they put into it. People worked incredibly hard. I guess there was a kind of anticlimax when I got a form letter from IBM a week after we’d finished the thing which said, “Dear Vendor. You’ve done a fine job.” But they’ve apologized an appropriate number of times for that.

There’ll be more projects. In fact, we’re starting up one now which in its general concept should prove to be as exciting. And we’re still not at the stage where I’d tell my mother, or some naïve person, just to go out and buy one of these machines. In a couple years we’ll achieve that real peak—to fill that gap and feel like it’s a real tool.

It sounds like from what you’re saying that you have probably had more influence on the final result of the machine than anyone, with possible exceptions at IBM.
Oh, that’s absolutely the case. The people at IBM did a fantastic job and there’s some super smart people there. I was very, very impressed with the team they put together. They used most of the people who had their own personal computers. Employees within IBM who have the oomph to go out and get their own personal computer and be kidded by their fellow workers, are in general a pretty good class of individuals. And a few of these people were just exceptional.


Software is a great combination between artistry and engineering.

They were brought in from the company at large and they came down to Boca just for this project. We were the only vendor that understood what the project was about. Even up to the announcement most vendors were kept in the dark about the general scope and the general push of the thing. So we really enjoyed a really unique relationship. I don’t think it’s flattering ourselves to say that I doubt that IBM has ever had such a relationship ever before. In fact, in their internal magazine—Think—they even mentioned the role that we played which was quite a thing for them to do. Other than this project, most outside vendors for IBM are really providing their components and not super involved in how it fits in.

We developed a personal relationship with all those people that’s equal to the closest project work we have done.

Sounds like it was a lot of fun.
It was. Everybody around here enjoyed it a great deal. In a way, we always wanted there to be a definitive end to the thing, but even today there’s some work going on. It’s not like there is just one celebration. Boy, there has been some great… a lot of fun relaxation when we’ve hit various milestones. I don’t know, the announcement was probably the best one because all the way through the project there was this aura that IBM couldn’t even say to us that the project would be introduced. They always had to say, “You realize this may get cancelled any day and we’ll just call you up and tell you to put all those confidential pieces of paper in a box and mail them back down here and don’t call us again.” I don’t know how long that was really true, but that is really what they had to say to us. To know that the thing would really see the light of day and people would have a chance to evaluate what we had done really made us feel good.

We expect over the next year or two when people have really looked into the machine to see what it can do they will be increasingly impressed. Just like high-resolution graphics on the Apple, there is a lot of capability there that will only unfold itself over a fair period of time. Some of that is the stuff we put in there and that will be neat. I don’t read about the TRS-80 anymore because it does seem like a long time ago and in comparison it would be pretty easy to make fun of it, but the year or two after we did that project every time we would see somebody disassembling the BASIC or figuring out some little trick we thought it was really exciting.

It’s the combination. Software is a great combination between artistry and engineering. When you finally get done and get to appreciate what you have done it is like a part of yourself that you’ve put together. I think a lot of the people here feel that way.

That’s quite a statement. Thank you for the interview.

Read more in the full issue of PC Magazine on Google Books and check out PCMag’s full coverage of the 40th anniversary of the IBM PC.

این خبرنامه ممکن است حاوی تبلیغات ، معاملات یا پیوندهای وابسته باشد. اشتراک در خبرنامه نشان دهنده رضایت شما از شرایط استفاده و خط مشی رازداری . هر زمان که بخواهید می توانید خبرنامه را لغو کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *